نگاهی دیگر، نگاه ما
خیلی وقتها در زندگی لازم است که از نگاهی دیگر به قضایا بنگریم، از زاویه‌ای جدید. نگاه ما باید نگاهی دیگر بشود و نگاهی دیگر نگاه ما
استمرار، آزادی،‌ نیروی انتظامی
------------------------------------------------------

خوب به سلامتی و میمنت و مبارکی ورود سرفرازانه و پر اقتدار امثال «حاج مجید سوزوکی»ها از بازداشت در «مروه» و ورودشان به محله به قصد «صفا» را تبریک عرض می‌کنم. خداوند قبول کند مشت و لگدهائی که در این شش هفت روزه در راه فیگور گرفتن نیروی انتظامی و بازی کردن نقش قربانی برای پلیس محتمل شدند را.

این اراذل و اوباش مطابق گفته فرمانده نیروی انتظامی استان تهران از نوع «شرور» و «خطرناک» هستند. به همین دلیل «تعهد» دادند که دیگر «شرارت» را کنار می‌گذارند و آزاد شدند. ظاهرا فیلم آقای ده‌نمکی در انقلاب و تحول روحی این افراد به همان اندازه آفتابه‌های دور گردن موثر بوده. اصلا چرا حالا که «گرگ» می‌خواهد «توبه» کند برخی عناصر معلوم‌الحال نگران هستند؟ تعهد دادن که بد نیست. لابد از امروز این برادران هم جزء نیروهای «متعهد» طبقه بندی می‌شوند. ده پانزده سال دیگر هم یکی از ایشان که یک شبه کارگردان سینما شده فیلمی‌ خواهد ساخت بنام «آفتابه‌ای‌ها» و در آن پرده از راز «تعهد دادن» این عزیزان برمی‌دارد.

آن کسانی هم که می‌گویند «این «اراذل و اوباش» زخم خورده هستند و الان می‌روند سروقت مردم انتقام بگیرند و دق دلی خود را سر همسایگان بی‌گناه و بی‌پناه خالی کنند»، باید بدانند که اولا این آمریکای جهان‌خوار و صهیونیسم بین‌المللی هستند که از مراسم زیبا و پر شور «اراذل و اوباش بگیری» زخم خورده‌اند و دق دلی دارند. اینان قدرت بی‌رقیب نیروی انتظامی در برخورد با اشرار را خود شاهد بودند و از این به بعد حتی هنگامی که بخواهند به حمله به ایران فکر کنند شلوار خود را از ترس چنین عزیزانی خیس خواهند کرد. ثانیا باید دانست که همسایگان این اراذل و اوباش خود جز مشتی «همسایه‌نما» نمی‌باشند که هیچ‌کدام «بی‌گناه» و «بی‌پناه» نیستند. همگی گناه‌کارند مگر خلافش ثابت شود. در هر حال هر کدام‌شان بالاخره یک «نماز قضا» که دارند؟ این خود سندی بر گناهکاری‌شان. بی‌پناه هم نیستند چرا که می‌توانند هرگاه احساس عدم امنیت کردند به پلیس ۱۱۰ زنگ بزنند و بعد گوشی را به فرد «شرور» بدهند تا نوار گویای پلیس از پشت تلفن تعهدی را که فرد شرور داده‌ به وی یاد آوری کند و به مسیر حق دعوت‌شان نماید.

در خاتمه از جانب همه «سوزوکیان»، از اینکه نیروی انتظامی با برگزاری این کنفرانس شش هفت روزه امکان دیدار و بحث و گفتگو و تبادل نظر میان «اراذل و اوباش» را فراهم نمود صمیمانه سپاسگزارم. فقط اگر نیروی انتظامی متن این «تعهد» گرفته شده از این افراد را منتشر کند خیلی بهتر است چون آنوقت معلوم می‌شود که آیا بالاخره این اراذل و اوباش دفعه بعد که کار خلافی کردند باید با «ولی» خود به کلانتری محل مراجعه کنند یا نه.

در ضمن هرگونه یاد‌آوری جملات معروفی که در آنها از عبارات «آفتابه دزد»، «تخم مرغ دزد»، «آفتابه لگن هفت دست»، «صبح دولتت»، «شب دراز است»، «خود گوئی و خود خندی» و امثالهم استفاده شده از امروز به ای نحو کان حرام و در حکم محاربه با نیروی انتظامی می‌باشد و خاطیان به «جائی» منتقل خواهند شد که روزی هفتادبار آرزو کنند ای‌کاش با ده‌تا از این برادران اراذل و اوباش هم سلولی می‌بودند ولی در آن «جائی» نمی‌بودند.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Free Blog Counter