نگاهی دیگر، نگاه ما
خیلی وقتها در زندگی لازم است که از نگاهی دیگر به قضایا بنگریم، از زاویه‌ای جدید. نگاه ما باید نگاهی دیگر بشود و نگاهی دیگر نگاه ما
زندگی
این خیلی خوب است که جوانان ما به دنبال این هستند که «زندگی» کنند. این حق مسلم آنان است. فقط باید یادشان باشد که پدران و مادران‌شان و پدران و مادران آنان نیز به دنبال این بودند که «زندگی» کنند. قضایای بگیر و ببند حجاب و پوشش یک نمونه کوچک بود از آنچه صد سال است دارد بر سر نسل‌های ما می‌آید.‌ نسل‌هائی که هیچ نمی‌خواستند الا اینکه «زندگی»شان را بکنند. و هر نسل با بستن چشمش بر روی آنچه مشکل نسل قبل بود سعی در «انداختن طرحی نو» کرد.

جوانان ما هم اکنون می‌خواهند «زندگی» کنند. اگر می‌توانند خوب این کار را بکنند. مسئله این است که نمی‌توانند. چرائی امر بر می‌گردد به همان مشکلاتی که هر نسل ما گمان می‌کند «اینها مشکلات نسل قبل بود نه من» ولی باز هر سی سالی در دایره بسته همان مشکلات به دور خود می‌گردیم. امیدوارم که جوانان ما بتوانند از پس گشتن در این دایره بسته برآیند.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Free Blog Counter